یکشنبه ۶ آوریل ۲۰۰۸

رخ دوست
ازرخ دوست چه گویم همی
دل من برد به بیراهه ای دور
شدم از دست دلم دیوانه
که کجا با که روی ای مزدور
خوش جمال چشم سیه برد مرا
یه لب و سینه و ران داد مرا
عقل ودل و هوش ودل ودین بیدار؟!
فراق خرسند شده از دیدار!!
وحید قرالی

0 نظرات: